Get Adobe Flash player
صفحه اصلی دانستیهای دینی اهل بیت امام شناسی

جايگاه علمي امام جواد (ع)

سلام بر تو اى جوادالائمه
و بر آن بارگاه خدایى‏ات که تا دامنه قیامت، چشم‏نواز همه از ره‏رسیدگانِ خسته خواهد بود
امام جواد (ع) چون اجداد طاهرش خزانه دار علمي الهي وگنجينه دار رازها ورمزهاي آفرينش بود
 
 
 alt 

اشارات مستقیم به ولایت حضرت علی(ع) در خطبه غدیر

عید قدیر مبارک واقعه غدیر، یکی از وقایع مهم تاریخی اسلام است که از نظر نقلی اثبات شده و از نظر عقلی هم نه تنها قابل پیش بینی بوده، بلکه جز این نیز انتظار نمی رفت

زیرا برای حفظ و صیانت شریعتی چون دین اسلام که پیامبر خاتم آن را آغاز نموده، باید جانشینانی صالح انتخاب می شدند تا در طول تاریخ این فرهنگ عظیم بماند و دستخوش تغییر نگردد.

غدیر صحنه علنی و آشکار منصوب کردن حضرت علی علیه السلام و امامان پس از او به دستور خداوند است به همراه اعلام رسمی پیامبر اسلام برای رفع هرگونه شک و شبهه و بلاتکلیفی در هدایت مسلمین تا روز قیامت و در حضور چندین هزار نفر.

در این گفتار ابتدا در مقدمه ای به اثبات اسناد و مدارک تاریخی موجود و همچنین هدف اصلی ایراد خطبه (انتصاب علی علیه السلام به عنوان امام بعد از پیامبر) اشاره شده سپس عباراتی که نام حضرت آشکارا در خطبه ذکر شده است. براساس کتاب “احتجاج” تالیف احمدبن علی طبرسی (۵۲۳-۵۴۸ هـ.ق) با ترجمه آورده شده است...

نشانه هاي امامت

نشانه هاي امامت

از آنجا که مسئله امامت و رهبري و هدايت امت از اساسي ترين مسائل اسلام و زندگي مسلمانان است، قرآن و پيامبر گرامي نشانه هايي براي شناخت امام بيان فرموده اند که براي هر انساني راه را از چاه روشن مينمايد و ما فشرده اي از آنها را در اينجا بيان ميکنيم:

انفاق در رکوع
شخص فقيري وارد مسجد پيامبر شد و از مردم درخواست کمك کرد، اما کسي به او اعتنائي ننمود. فقير با صداي بلند گفت: خدايا! تو شاهد باش که مردم چيزي به من ندادند و مرا محروم کردند.

حضرت علي که در حال رکوع نماز بود، به فقير اشار هاي کرد و همين که او جلو آمد، حضرت انگشتر خود را به او عطا کرد. آيه نازل شد که همانا ولي شما خدا و پيامبر و آن کسي است که در حال رکوع انگشتر خود را به فقير داد. ( سوره مائده، آيه 55)

البتّه بيان جريان اهداي انگشتر در قرآن، براي معرّفي آن شخصي است که در کنار خدا و رسول حق سرپرستي امت را دارد وگرنه انگشتر دادن در حال رکوع به تنهائي نميتواند مقام امامت را ثابت کند. مقام امامت طبق معيارهاي الهي براي حضرت علي عليه السلام ثابت است، ولي نشانه همه فهم براي معرفي او، اين عمل است.

ماجراي غدير
پيامبر اکر مصلي الله عليه وآله مدت بيست و سه سال به رسالت مشغول بود که مجموع ايام رسالت آن حضرت، هشت هزار و سيصد و نود و پنج روز مي شود. از جمله آياتي که بر پيامبر نازل شد اين آيه بود:
امروز کفار از شما مأيوس شدند. « اليوم يئس الّذين کفروا من دينكم»
امروز دين شما را کامل کردم. « اليوم اکملتُ لكم دينكم»
و امروز نعم تهاي خود را بر شما تمام کردم. « و اتممت عليكم نعمتي و رضیت لکم الاسلام دیناً» (سوره مائده، آيه 3) امروز اسلام را براي شما به عنوان يك دين پذيرفتم.

حال به ايام رسالت آن حضرت بر مي گرديم تا ببينيم کدام روز اوصاف فوق را دارا مي باشد. آنچه مسلم است آن روز از روزهاي عادّي نيست، بلكه يك روز بسيار حساس و مهمي است.

آيا قرآن کافي نيست؟

آيا قرآن کافى نيست؟

سؤال: با وجود قرآن و کتاب آسمانى، ديگر چه نيازى به امام است؟

 پاسخ: قرآن، کتاب قانون است و قانون به مفسّر و مجرى نياز دارد. در نظام امروز جهان نيز در کنار قوّه مقنّنه، قوّه مجريه و قضائيه وجود دارد، زيرا قانون به مجرى و ضمانت اجرا نياز دارد. اين نياز در زمان پيامبر به دست او و پس از پيامبر توسط امامان به انجام مى رسد. علاوه بر آنكه جزئيّات همه چيز مثلاً تعداد رکعات نماز يا تعداد شوطهاى طواف در قرآن ذکر نشده است و بسيارى از مطالب جزيى و مقطعى در قرآن وجود ندارد و پيامبر در زمان خود و امامان هر کدام در زمان خود، آنها را براى مردم بيان مى کنند.

خود قرآن مى فرمايد: به سراغ پيامبر برويد و دستورات خود را از او بگيريد. « ما آتاکم الرّسول فخُذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا» (سوره حشر، آيه 7) آنچه را پيامبر بيان مى کند، بگيريد و آن چه را نهى مى کند، رها کنيد. اين آيه دليل آن است که پيروى از سنّت نبوى واجب است. زيرا پيروى از سنت پيامبر، پيروى از خداست. « مَن يطع الرسول فقد اطاع اللّه » (سوره نساء، آيه 80 ) امامت و ولايت نيز پذيرش سنت پيامبر است.

اکنون به بررسى صفات و شرايط رهبر مىپردازيم، ملاك و معيار انتخاب او را مورد گفتگو قرار دهيم و موارد عزل و نصب و راه شناخت رهبر حقّ از رهبر باطل را بازشناسى مى کنيم.

الگو بودن امام

الگو بودن امام

انسان براي رسيدن به کمال نياز به الگو دارد و يكي از اصول تربيت، الگوسازي و استفاده از الگو ميباشد. در واقع انسان اگر نمونه و مدلي نداشته باشد، سرگردان مي شود.
امام، الگوي کاملي است که بايد همه انسا نها سعي کنند مثل او شوند. امام مدل، نمونه و ميزان است.

اگر الگوهاي کامل و واقعي را پيش چشم خود مجسم نكنيم و به آنان عشق نورزيم، الگوهاي کاذب و باطل با تبليغات نابجا فراروي ما قرار خواهند گرفت و به آنان گرايش پيدا خواهيم نمود و ما را به سوي خود خواهند آشيد.

قرآن، تنها آن قسمتي از داستان پيامبران را که م يتواند براي ديگران الگو باشد بيان مي کند. به نام همسر و تعداد فرزند و تاريخ تولد و وفات آنان کاري ندارد. يعني هرگز قرآن قصد داستان سرايي ندارد بلكه هدفش الگو سازي است.

امام تنها راهنما نيست، بلكه امام است، تنها سرپرست نيست، بلكه امام است، يعني کار و عبادت و خوردن و جنگيدن و سكوت و فريادش براي ما الگو و درس است.

امام به گفته ها و تئور يها، عينيّت ميبخشد.

اولي الامر (صاحبان امور)

اولي الامر (صاحبان امور)

در مسائل مربوط به امامت لفظ «امر» بسيار استفاده شده است. امر به معناي «حکومت» است. به امام و حاکم «صاحب الامر» و «اولوالامر» مي گويند؛ يعني شخصي که حق حاکميت و امر و نهي دارد. در قرآن کريم نيز اولوالامر با همين معنا آمده و اطاعت از آنان واجب شده است. «يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم». برخي از حکام پس از رسول خدا (ص) خود را «واليان امر» معرفي مي کردند. حضرت علي (ع) مي فرمود: «يا معشر المهاجرين! نحن احق بهذا الامر منکم» (بحار ج 28 ص 349) اي مهاجران! ما به اين امر (حکومت) از شما سزاوارتريم.

الفاظ «امارت» (فرماندهي) و «امير» نيز از همين ماده است. خلفا را «اميرالمومنين» (فرمانده مومنان) مي ناميدند.

تذکر اين نکته لازم به نظر مي رسد که اگر چه الفاظ «خليفه» و «صاحب الامر» و «امير المونين» بر امام هم اطلاق شده است ولي اين گونه الفاظ بيشتر بر جنبه حاکميت او دلالت دارند. لفظ امام از چنان قداست و جامعيت فوق العاده اي برخوردار است که علاوه بر جنبه حاکميت دنيوي پيشوايي و مقتدايي باطني را نيز در بر مي گيرد.

اولي الامر کيست؟

مقام امامت و عصمت در قرآن

مقام امامت و عصمت در قرآن

لفظ امام و پيشوا در قرآن کريم هم به عنوان امام براي صالحان و نيکوکاران و هم امام براي فاسقان و بدکاران؛ يعني هر گروهي از مردم چه بر حق و چه بر باطل و چه نيکوکار و چه بدکردار در اين جهان امام و پيشوايي از جنس و سنخ خود دارند که در قيامت نيز با او محشور مي شوند    .

«و جعلنا هم ائمة يهدون بامرنا و اوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصلوة...» (انبياء-73    )

شرايط و صفات امام

شرايط و صفات امام

عصمت
عصمت يعنى آنكه انسان نه تنها گناه نكند بلكه در فكر گناه هم نباشد. ما در برخى گناهان حالت عصمت داريم، زيرا تاکنون مرتكب آن نشد ه ايم و فكر آن را هم نكرد ه ايم؛ نظير عريان به کوچه و بازار رفتن، خودکشى و يا کشتن ديگران.

همان گونه که ما در بسيارى گناهان به خاطر علم و آگاهى که به زشتى و پستى و بد عاقبتى آن داريم هرگز به فكر انجام آن نيستيم، امام هم به خاطر علم و يقينى که به ناپسندى همه گناهان در چنين حالتى دارد، هرگز گرد آن نمي رود. لزوم عصمت امام از خطا و نسيان نيز به جهت آن است که ما معمولاً در رفتار و منش خود دچار خطا و اشتباه مىشويم، پس نياز به يك امام معصوم داريم تا به او مراجعه کرده و حقيقت را بازشناسيم و او ما را حفظ کند. بنابراين او نبايد خطا کار باشد.

سؤال: اگر امام معصوم است، پس سبب اين همه گريه و زارى و توبه و انابه که از امامان نقل شده چيست؟

جايگاه امامت در اسلام

جايگاه امامت در اسلام

 

پس از سه اصل از اصول دين يعني خداشناسي و توحيد، معاد و زندگي پس از مرگ، نبوت و ضرورت ارسال رسل، امامت بالاترين جايگاه را دارست.بر طبق مباني شيعه امامت يکي از اصول بسيار مهم دين است. امامت تنها يک منصب دنيوي نيست بلکه همانند نبوت يک مقام شامخ الهي است.

 

امام مانند يک بشر عادي نيست بلکه انسان کاملي است که ويژگي هاي زير در او به نحو اعلي ديده مي شود. مسئله کمالات انساني در او به فعليت رسيده است و از هر نقصي منزه است. درايمان به خدا و معاد و نبوت به مرحله باطني رسيده و حقايق ديني در او تجسم يافته و با تمام وجود آنها را پذيرفته است. اطاعت از چنين انسان ممتازي مي تواند هم رديف اطاعت از خدا و رسول او قرار گيرد. «يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم» (نساء-59) اي کساني که ايمان آورديد! از خدا و رسول و اولي الامر او اطاعت کنيد. منظور از اولي الامر همان امامان معصوم است نه هر انسان جائز الخطا، تنها چنين انساني مي تواند از دين و حقايق ديني پاسداري کند، اهداف پيامبر را تعقيب کند و رسالت جهاني او را تداوم بخشد  .

جايگاه امامت و نياز به امام

جايگاه امامت و نياز به امام

 به همان دلايلي که نياز به پيامبر داريم، نياز به امام هم داريم و ما پيش از اين در کتاب نبوّت، در اين زمينه دلائلي را بيان کرديم و اينك آنها را مرور ميکنيم:

* آيا ميتوان قبول کرد که هدف از آفرينش انسان رشد و کمال و در مسير خدا قرار گرفتن باشد ولي در اين ميان هادي و راهنمايي در کار نباشد؟!

* آيا ميتوان قبول کرد که انسان عاشق رسيدن به مقام والاي انساني باشد ولي در خارج چنين الگويي وجود نداشته باشد؟!
مگر نه اين است که براي هر نياز و احساس دروني يك واقعيّت خارجي و بيروني وجود دارد که آن احساس را اشباع کند. اگر ما در درون احساس تشنگي مي کنيم و نياز به آب داريم، براي رفع آن نياز آبي در خارج از بدن وجود دارد. حال چگونه قبول کنيم که علاقه به کمال و رسيدن به قله سعادت در انسان باشد، اما چيزي که پاسخ گوي اين نياز باشد در خارج از ذهن وجود نداشته باشد؟!

* چگونه ميتوان پذيرفت که ميزباني از مردم دعوت کند، ولي نشاني منزلش را ندهد و يا راهنمايي نفرستد، به خصوص در مواردي که بدون راهنما، راهيابي ممكن نيست و در مسير مواردي وجود دارد که مهمان را به بيراهه و انحراف از منزل ميزبان ميکشاند. در اينجا بر ميزبان لازم است تا راهنمايي با نام و نشاني روشن براي مهمان بفرستد تا هم راه را به او بنمايد و هم با برخورد با موارد انحرافي، او را به مقصد برساند......

مطالب بیشتر...
يكشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
download_adress

تدبر در قرآن

وب سایت هیئت راهیان نور را چگونه ارزیابی می کنید؟