Get Adobe Flash player
صفحه اصلی دانستیهای دینی اهل بیت زندگی نامه رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و آله

رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و آله

مدینه در ماتم (رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و آله)

رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و آله   

زمین عربستان، آشنای گام های مردی است از جنس آسمان که در نگاهش ملکوت موج می زد و آینش مهرورزی بود. اَبرمردی که خُلق نیکویش مایه مباهات خدای سبحان و سریر شوکتش بر قلب های اُمتش استوار بود. خلیفه اللهی که کلیددار خزائن الهی و باب رحمت خدا بر زمین بود. پیامبری از جنس مردم که آسمانه نگاهش عرشی بود، ولی بر روی زمین بین بردگان غذا می خورد. آری، او رسول عدالت بود و برپا کننده داد که دنیا را توشه خویش نساخت، بلکه بدان غبار غمی از چهره مظلوم زدود. 

نگاهی کوتاه به زندگی وشخصیت پیامبرگرامی اسلام 

در زیر مطالبی کوتاه درباره زندگی و شخصیت پیامبرگرامی اسلام را که از کتاب همنام با گل های بهاری (حسین سیدی) جمع آوری شده را فراهم آورده ایم باشد که مفید فایده باشد:

حضرت رسول: داستان من و شما همانند مردی است که آتشی (برای گرمابخشی وروشنایی)افروخته است پروانه ها در آن می افتند و او سعی می کند آنها را حفظ کند من کمربندتان رامی گیرم تا در آتش دوزخ نیفتید اما شما از دستم میگریزید.

نگاه

چون می خواست به پشت سربنگرد،باتمام بدن برمی گشت.

نگاهش فروخفته و نظرش به زمین بیش از آسمان بود.

راه رفتن

با یارانش که راه میرفت، اصحاب پیشاپیش او می رفتند و او درپی آنها و می فرمود

پشت سرم را برای فرشتگان بگذارید.

با وقار گام برمی داشت و قدم هایش کشیده وسریع بود؛ بدون اینکه شتابی در راه رفتنش مشاهده شود.

در خانه

درخانه اش، خجل تر از دوشیزگان بود؛ از اهل خانه نه غذایی می طلبید و نه علاقه اش به خوردنی ها را ابراز می کرد. اگر غذایش می دادند میخورد؛ آنچه می دادند می پذیرفت؛ و آنچه نوشیدنی می دادند می نوشید؛ چه بسا خود برای خوردن و نوشیدن برمی خواست.

در خدمت کارهای خانه بود و در تکه تکه کردن گوشت با اهل خانه همکاری میکرد.

بستر دوخت و دوز میکرد.

چون به منزل می آمد، وقت خود را به سه قسمت تقسیم می کرد بخشی برای خدا؛ بخشی برای خانواده؛ و بخشی برای خود.

سفر

هنگامی که سفر می کرد پنج چیز با خود همراه داشت آینه، سرمه دان، مدری، مسواک، شانه.

در سفر کار می کرد و آن را ارزش میدانست.

سفر در پنج شنبه ها را مستحب اعلام کرد و خود نیز پنجشنبه ها را برای سفر برگزیده بود.

می فرمود  سرور افراد درسفر کسی است که در سفر به همراهان خود خدمت کند.

هرگاه کسی از شما از سفر برمی گردد باید برای خانواده اش هدیه بیاورد اگر چه حتی خرده سنگی باشد.

مالیدن روغن

مالیدن روغن را دوست می داشت و از ژولیدگی متنفر بود.

می فرمود  مالیدن روغن شوربختی را می برد.

مالیدن روغن بنفشه را مستحب اعلام کرد و آن را بر روغن های دیگری برتری داد

همچنین مالیدن روغن کندر کوهی و رازقی و درمان با آن ها را نیز مستحب شمرد.

خفتن

به طور معمول در آغاز شب میخفت و در آغاز فرجام آن برمیخاست گاه برای انجام دادن کار مردم، شب زود نمیخوابید.

هنگام خفتن، دست راست را زیر گونه راست می نهاد.

هر گاه از خواب برمیخاست پروردگار را سجده می کرد.

   اداب

چون گوشت می خورد سرش را به زیر می افکند. گوشت را بالا میاورد و با دندانش از استخوان جدا می کرد. از دو دست برای خوردن غذا کمک می گرفت.

می فرمود هنگام خوردن غذا کفش هایتان را بکنید که مایه آسایش پای شماست.

چون با دست می خورد از سه انگشتش استفاده می کرد و این خود باعث می شد تا لقمه کوچک باشد و به خوبی جویده شوند و از سویی دیگر پرخوری نیز رخ نمی داد.

اگر جایی مهمان بود، برای صاحب غذا دعا می کرد و دیگران را نیز تشویق می کرد تا سکه ی

سپاس گزاری از دیگران رونق بگیرد.

حتی الامکان تنها غذا نمی خورد و می فرمود برای خوردن غذا دور هم جمع شویدخجستگی و برکت دراین کار است.

دیگران را از نگاه کردن به لقمه دیگران باز می داشت.

اگر به هر دلیلی نمی خواست غذا بخورد از آن عیب جویی نمی کرد.

محبوب ترین غذا برایش غذایی بود که افراد زیادی دور سفره بنشینند.

به کدوتنبل،سرکه و خرمای عجوه علاقه داشت.

پنیر را با چاقو تکه تکه می کرد بعد آن را میل می نمود.

نان جو سبوس دار میل می نمود.

نان را گرامی می داشت و می فرمود با آوردن نان بر سفره، خوردن غذا کنید و چشم انتظار غذای مهم تر نباشید و نبریدن نان و لگدنکردن آن را گرامی می داشت.

   خوش بویی

اگر کسی از راهی که او گذشته بود می گذشت، از بوی خوش باقی مانده در فضا می فهمید رسول گرامی از آنجا عبور کرده است.

اگر بر سر کودکی دست می کشید بوی خوش دستش بر موی کودک می ماند. عطری را بدو هدیه می دادند رد نمی کرد.

خوشبویی با مشک ،غالیه ،عنبر و بخور با عود قماری و گیاه کست را مستحب می شمرد.

می فرمود گلاب زدن بر آبرو و محبوبیت آدمی می افزاید.

می فرمود بهترین بندگان خدا آن هایی هستند که خوشبویند.

عفو

بر دسته شمشیر نوشته بود «از کسی که بر تو ستم ورزید بگذر.»

هم خود آراسته به عفو بود و هم دیگران را به گذشت سفارش می نمود! همانا عفو، جز بر ارج بنده نمی افزاید؛ پس یکدیگر را عفو کنید تا خداوند ارجمندتان کند.

می فرمود همدیگر را ببخشید تا کینه ها از میانتان برود.

فروتنی

می فرمود کسی فروتنی نکرد، جز آن که خداوند او را بالا برد.

هر کسی نعمتی دارد، در معرض حسادت است؛ جز فروتن.

می فرمود 5 رفتار را تا هنگام مرگ ترک نخواهم کرد:

غذاخوردن روی فرش، سوار الاغ بی پالان شدن، بز را با دست خود دوشیدن و به بچه ها سلام کردن.

قران خوانی

شب ها تا سوره حدید،حشر، صف، جمعه و تغابن را نمی خواند نمیخفت.

جابر گفت شب تا سوره «تبارک» و «الم تنزیل» را نمی خواند نمیخفت.

سوره اعلی را دوست داشت.

هنگام قرآن خواندن صدایش را میکشید.

با آوای زیبا قرآن می خواند.

احترام و مهرورزی

   به مردان سفارش میکرد کسی که همسری گرفته است،باید او را گرامی بدارد.

دوست داشتن زنان و آگاه کردن آنها از این موضوع مستحب است.

هرچه بر ایمان بنده افزوده شود بر محبت او بر همسرش افزوده می شود.

هر مردی که با زبانش زنش را بیازارد، پروردگار نه انفاقش را در راه خدا نه نمازش را نه نیکی اش را می پذیرد تا زمانی که زنش از او خرسند گردد.

در هیچ جنگی حتی یک بار هم به سوی دشمنش تیر پرتاب نکرد هیچ کس را شلاق نزد به همین خاطر خدایش به او خطاب میکرد ای رحمه للعالمین یعنی ای کسی که رحمت محض برای عالمیان اعم از کافر و مومن هستی.

   منبع: www.vahidbehrooz.persianblog.ir

پنجشنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۸
download_adress

تدبر در قرآن

وب سایت هیئت راهیان نور را چگونه ارزیابی می کنید؟