Get Adobe Flash player
صفحه اصلی دانستیهای دینی اخلاق نصایح و حکایات کظم غیظ سدی است که عصبانیت را در خود حل می کند

کظم غیظ سدی است که عصبانیت را در خود حل می کند

کظم غیظ یک سد نیست که عصبانیت پشت آن سد تلنبار شود و جمع شود و به عقده های روانی تبدیل شود بلکه سدی است که اصلا عصبانیت را در خود حل می کند و به سمت صلح درون می کشاند

 alt

 

نگاه دینی و اسلامی به کنترل احساسات و کظم غیظ با نگاه روانشناسی غربی متفاوت است. طبیعتا وقتی انسانی به رشد معنوی و اخلاقی دست می یابد چنان وسعت و شرح صدری پیدا می کند که اصلا بسیاری از پدیده ها و تقابل هایی که به چشم یک فرد عادی یا حتی روانشناسی غربی اصطکاک و تنش روانی می آید و خشم خوانده می شود برای او بسیار کوچک تر و کم اهمیت تر از آن است که به خشمش آورد. پس این که گفته می شود "کظم غیظ" باید متوجه این معنا باشیم که "کظم غیظ" یک سد نیست که عصبانیت پشت آن سد تلنبار شود و جمع شود و به عقده های روانی تبدیل شود بلکه سدی است که اصلا عصبانیت را در خود حل می کند و به سمت صلح درون می کشاند.

 

امامان معصوم ما مجموعه ای از خصایص و خصایل برجسته اخلاقی و انسانی هستند و اگر در دوره ای خاص امامی به "کظم غیظ"، امامی به "صداقت" و امامی به "عبادت" شهره می شود این به آن معنا نیست که امام دیگر از آن خصلت کم بهره مند بوده باشد. معلوم است وقتی انسانی به این درجه از رشد معرفتی و درونی رسیده باشد که در برابر رب العالمین همیشه در حالت سجده قرار بگیرد و "سجاد" لقب بگیرد هم او به آن درجه از رشد معنوی رسیده است که بر عصبانیت خود لگام بزند و "کظم غیظ" کند، یا از آن سو کسی که می تواند بر خشم درونش چیره شود و به تعبیر مولانا از زبان مولا علی - خشم بر شاهان شه و ما را غلام / خشم را من بسته ام زیر لگام – می تواند همان حسی که برای شاهان شاهنشاهی می کند از فرمانروایی به زیر بکشد و همان حس را مثل یک غلام به خدمت اهداف متعالی اش در‌آورد، همان فرد به درجه ای از تعادل درونی رسیده است که از مرز صادق بودن خارج نشود، چرا که صداقت و راستی و برخورد صادقانه با خود و دیگران نشانه ای از تعادل و رشد درونی است و کسی که به این حد از تعالی رسیده باشد در آن سوی دیگر هم می تواند جلوه دیگری از این رشد و تعالی را بروز دهد. 

 

پس اگر از این منظر به قضیه نگاه کنیم می توانیم این مفهوم را به خوبی درک کنیم که امامان معصوم (ع) ما از این زاویه تفاوتی با هم ندارند، بلکه این دوره یا زمانه زیستن است که بنا به شرایط اجتماعی می تواند یک یا چند خصلت معصوم (ع) را برجسته سازد. معلوم است وقتی شرایط سیاسی و اجتماعی در یک زمان به سمتی می رود که یک معصوم (ع) زیرنظر حکومت وقت قرار می گیرد و امکان فعالیت علمی از ایشان سلب می شود در خفقان سیاسی به وجود آمده امام معصوم (ع) محبوس، زندانی و تبعید می شود تا امکان برقراری ارتباط ایشان با عامه مردم سلب شود در این شرایط به وجود آمده بخشی از وجود مطهر امام (ع) برجستگی می یابد که در ارتباط با وضعیت پیش آمده قرار گرفته است. به این معنا که وقتی حکومت وقت امام (ع) را حبس می کند و به زندان می برد و به غل و زنجیر می کشد، صبوری و "کظم غیظ" امام در برابر شداید روزگار و ناملایمات برجسته می شود اما زمانی هم که فی المثل در دوره امام محمد باقر (ع) یا امام صادق (ع) گشایشی نسبی در فضای سیاسی و اجتماعی روی می دهد می بینیم که وجه علمی و هدایتی امامان ما بیشتر خود را نشان می دهد و امام پنجم ما ملقب به باقرالعلوم –شکافده علم ها- می شود یا امام صادق (ع) می تواند دانشجویان و شاگردان بسیاری را در رشته های مختلف تربیت کند، شاگردانی که بعدها می توانند فضای علمی جامعه را با همین اندوخته ها تحت تاثیر قرار دهند.

 

اما نکته دیگری که در این جا لازم است اشاره مختصری به آن داشته باشیم این است که گاهی دانش روانشناسی امروز و توصیه های روانشناسان به مخاطبان خود به ظاهر در تقابل با رهیافت های دینی و سیره عملی بزرگان و معصومین و صفات آن ها قرار می گیرد. به عنوان مثال امروز گاهی از گوشه کنار در رسانه ها دیده و شنیده می شود که روانشناسان می گویند شما نه تنها نباید خشم خود را بخورید بلکه وقتی در دایره عصبانیت قرار می گیرید خشم خود را باید تخلیه کنید چون فرو خوردن خشم باعث می شود تخلیه هیجانی صورت نگیرد و عملا به تدریج شما به یک بشکه باروت هیجان های فروخورده و عقده های باز نشده تبدیل شوید و با این اتفاق سلامت روانی شما هر روز بیشتر از دیروز آسیب ببیند. نکته ای که متاسفانه در این مقایسه ها به چشم نمی آید و بر ظرایف بسیار خصلت های درونی آدمی تکیه نمی شود این است که نگاه دینی و اسلامی به کنترل احساسات و کظم غیظ با نگاه روانشناسی غربی متفاوت است. آنچه به اجمال در این باره می توان گفت این که وقتی انسانی به رشد معنوی و اخلاقی دست می یابد چنان وسعت و شرح صدری پیدا می کند که اصلا بسیاری از پدیده ها و تقابل هایی که به چشم یک فرد عادی یا حتی روانشناسی غربی اصطکاک و تنش روانی می آید و خشم خوانده می شود برای او بسیار کوچک تر و کم اهمیت تر از آن است که به خشمش آورد. پس این که گفته می شود "کظم غیظ" باید متوجه این معنا باشیم که "کظم غیظ" یک سد نیست که عصبانیت پشت آن سد تلنبار شود و جمع شود و به عقده های روانی تبدیل شود بلکه سدی است که اصلا عصبانیت را در خود حل می کند و به سمت صلح درون می کشاند.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

پنجشنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۸
download_adress

تدبر در قرآن

وب سایت هیئت راهیان نور را چگونه ارزیابی می کنید؟