Get Adobe Flash player
صفحه اصلی دانستیهای دینی گوناگون مطالب خواندنی مرسی مامان!

مرسی مامان!

مرسی مامان!

"مرسی مامان" این جمله ای یه که دائماً توی ذهن من پرواز می کند و دائماً مفهوم و مضمون اونو به چیزای دیگه نسبت می دم.

مرسی مامان، مرسی بابا، مرسی داداش، مرسی آبجی، مرسی رفیق، مرسی همسایه و و و و همه اینا پله ای میشن تا بگیم مرسی خدا.

آره من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق !؟ مگه میشه ما روحیه ی تشکر از مخلوق رو نداشته باشیم بعدش بخوابیم از خدا تشکر کنیم؟

لطف و مهربونی و زحمتی که مامانامون برامون کشیدن رو کمی فکر کنین.

  • چقدر شبایی بوده که برای خوابیدن ما بیدار موندن؟
  • چقدر لباسایی که توی سرما و گرما برای ما شستن؟
  • چقدر از شیره ی وجودشون بدون منت بهمون دادن؟
  • چقدر با گریه کردن مون اوناهم گریه کردن؟
  • چقدر تا وقتی که ما بتونیم راه بریم ما رو بغل کردن؟ سنگینی ما رو تحمل کردن؟ تازه باید حواسشون به چادرشون و حجابشون هم  میشد!

خلاصه تا خواستیم گریه کنیم بهمون غذا دادن، لباسمون رو عوض کردن، ما رو بازی دادن، مارو نوزش کردن بهمون محبت کردن و نذاشتن گریه کنیم.

حالا میگن بهشت زیر پای مادراست باور کنید با این شرایطی که اونا دارن بهشت کمترین چیزی که میشه بهشون داد و ازشون تشکر کرد.

حالا دوباره کمی به نحوه ی برخورد و رفتار خودمون فکر کنین. ببینین

  • چقدر بی احترامی هاکه به این مادر که خدا گفته بهشت زیر پاشونه نمی کنیم؟ چقدر نگاهامون طلب کارانه شده؟ چقدر توقع های بی جا داریم؟
  • نمی دونم مگه مامانامون از ما چی می خوان؟
  • مگه اونا از ما شق القمر می خوان؟
  • مگه جز اینه که اونا می خوان ما بهشون احترام بذاریم؟
  • حرفشون رو گوش کنیم؟
  • بهشون محبت کنیم؟
  • صدامون رو روشون بلند نکنیم؟

اونا بهترین سالهای جوونی شون رو پای ما گذاشتن بیایید توی وقت پیری دستشون رو بگیریم. می دونید که هر چی توی پیری دست اونارو بگیریم نمی تونه جبران جوونیه از دست رفتشون رو کنه؟ ولی این تنها کاری هستش که ما می تونیم و باید انجام براشون انجام بدبم.

بگذریم. برگردیم به جمله یه اولمون: یعنی مرسی مامان

آره باید ازین به بعد تمرین کنیم و برای کارای مامانمون و البته پدر ازشون تشکر کنیم و اینو بدونیم که خیلی از کارا رو از روی لطف برای ما انجام میدن و ما نباید توقع بی جا داشته باشیم. و همین رفتارو برای بقیه هم باید انجام بدیم.

تا حالا به این فکر کردین که اون وقتی که توی شکم مامانمون بودیم

  • کی غذای ما رو تأمین می کرد تا این که رشد کردیم و به دنیا اومدیم؟
  • یا برای اینکه به دنیا بیاییم کی اون محبت و صبر رو به دل مامانمون انداخت تا حاضر بشه اون درد زایمان رو تحمل کنه تا مارو به دنیا بیاره و بهترین دوران عمرش رو صرف شستن کهنه های ما بکنه و ما رو با اون سختی و شب بیداری بزرگ کنه؟

آره درست حدس زدید، توی همه این مدت یه خدایی بود که حواسش به ما بود و یه لحظه مارو از یاد نبرده بود. همیشه شیرمون توی سینه ی مامانمون آماده و گوار حاضر بود و به ما یاد داده بود که هر چی خواستیم فقط کافیه گریه کنیم بعد به مامان هم یاد داده بود که بفهمه که با هر گریه منظور ما چیه و ما چی می خوایم.

الان هم که الانه ما توی زندگی لطف خدا، مامان، بابا، دوستا و ... رو می بینم و تنها کاری که نمی کنم تشکر از اوناست.

بیایید تمرین کنیم این جمله ها رو :  مرسی خدا، مرسی مامان، مرسی بابا و ...


الهــــــے: مرحوم اگر مورد رحم تو نباشد          ای وای ز افعال و ز کردار خرابش!!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

پنجشنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۸
download_adress

تدبر در قرآن

وب سایت هیئت راهیان نور را چگونه ارزیابی می کنید؟